گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به ارتفاعات بزداغی
مبداء : روستای کال ایمانی
تهیه و تنظیم گزارش : امان اله زیدانلو
طبق هماهنگی قبلی همنوردان در ساعت ۵ صبح در محل چهارراه پانزده خرداد گرد هم آمده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای کال ایمانی واقع در ۶۲ کیلومتری شمال غرب بجنورد به راه افتادند . پس از حدود ۲ ساعت با رسیدن به روستا و معرفی امان اله زیدانلو به عنوان سرپرست و آقایان کاکائی و کاملیان به عنوان جلودار و عقب دار برنامه حرکت از ارتفاع ۸۰۰ متر از حاشیه جاده آسفالت در هوای کاملا صاف و گرم آغاز شد. پس از حدود ۱۵۰ دقیقه و طی مسافت ۸ کیلومتر گروه در ابتدای دره ای مشرف به روستا در زیر سایه درختان اتراق نموده و به صرف صبحانه پرداخت . حدودا نیم ساعت بعد حرکت به سمت قله آغاز شد و نهایتا در ساعت ۱۳:۲۲ گروه موفق به صعود به قله ۱۶۵۷ متری بزداغی شده و پس از استراحتی کوتاه و تهیه عکس یادگاری بلافاصله مسیر فرود را در پیش گرفت.
در ساعت ۱۵:۴۰ گروه در محلی نزدیک به مکان صرف صبحانه یک ساعتی استراحت نموده و به صرف نهار پرداخت و نهایتا در ساعت ۱۸:۵۰ با رسیدن به روستای کال ایمانی خاتمه برنامه اعلام شد.
اطلاعات اضافی
مسافت پیموده شده : ۲۰۵۰۰ متر
متوسط جابجایی : ۳ کیلومتر در ساعت
کل صعود : ۸۵۷ متر


به سلامتی مادر
واسه اینکه دیوارش از همه کوتاهتره
هیچوقت نگفت من

همیشه گفت بچه هام

همیشه از غمهامون شنید

... اما هیچوقت از غمهاش نگفت

از سلامتیش برای سلامتی بچه هاش همیشه گذشت

هیچوقت خستگیشو به رخمون نکشید و ازش گلایه ای نکرد

به سلامتی مادر
که بدون او زندگی یه لحظه هم معنا نداره

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تقدیم به همه ی مادران امروز . مادران فردا و مادرانی که دیگر بین ما نیستند و خاطرات زیبایشان برای ما به یادگار مانده.....!
گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به ارتفاعات شاه معلم
مبداء : استان گیلان - شهر ماسوله
تنظیم کننده : امان اله زیدانلو
مدت زمان اجرای برنامه : ۴ روز
.در راستای اجرای تقویم ورزشی وزارت کار تعاون و رفاه اجتماعی و به مناسبت روز جهانی کارگر چهار نفر نفر از اعضای گروه کوهنوردی کارگران خراسان شمالی به نام های آقایان رضا کاکائی مقدم و امان اله زیدانلو و خانم ها مهستی آدینه زاده و اعظم خلیقی و به سرپرستی کوهنورد پیشکسوت استان جناب آقای علی مفیدی نسب در قالب تیم نماینده کارگران استان خراسان شمالی جهت صعود به قله درفک در ساعت ۱۴ روز سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ با یک دستگاه سواری به سمت بندر انزلی حرکت کردند
.سه شنبه شب تیم در شهر ساری اتراق نموده و روز بعد ادامه مسیر را به سمت بندر انزلی و مجتمع تفریحی و ورزشی کارگران سنگاجین پیش گرفت
.در ساعت ۱۶ با رسیدن به محل مجتمع سنگاچین اعضای تیم پذیرش شده و به محل اتراق خود راهنمایی شدند. در ساعت ۲۲:۳۰ شب همنوردان پس از صرف شام در جلسه توجیهی صعود شرکت کرده و در آنجا اعلام شد به دلیل شرایط نامساعد جوی به احتمال قوی برنامه صعود تغییر خواهد کرد
.صعود
:برابر هماهنگی انجام شده در جلسه توجیهی اعضای تیم در ساعت ۳:۱۵ بامداد از خواب برخاسته و پس از صرف صبحانه در محل خروجی مجتمع برای سازماندهی و حرکت به سمت مقصد حاضر شدند
.برابر تصمیم کمیته اجرایی برنامه صعود از قله درفک به قله شاه معلم تغییر یافته بود . نهایتا در ساعت ۴:۳۰ حدود دویست نفر شرکت کننده از تمام استان های کشور با چندین دستگاه مینی بوس به سمت شهر زیبای ماسوله ۵۵ کیلومتری جنوب غرب بندر انزلی به راه افتادند. شالیزار های سرسبز و مزارع زیبای چای که رفته رفته با روشن شدن هوا نمودار می شدند زیبایی خاصی به مسیر بخشیده بود
.رفته رفته با افزایش ارتفاعاز وسعت زمین های کشاورزی کم شده و وارد مناطق چنگلی ای شدیم که قلم از توصیف مناظر آن عاجز است . باید بود و به چشم نظاره کرد
.مینی بوس ها پس از حدود سه ساعت عبور از پیچ و خم جاده بالاخره در ساعت ۷:۳۰ به شهر زیبای ماسوله رسیدند . اعضای گروه همگی از مینی بوس ها پیاده شده و سرپرستان برنامه لباس مخصوص پوشیده . یکی از بانوان کوهنورد بومی به عنوان جلودار انتخاب شد و گروه حرکت را از ارتفاع ۹۵۳ متر و در هوایی کاملا صاف آغاز کرد
.حدودا پس از دو ساعت پیاده روی گروه در محلی در طول مسیر( به تشخیص کمیته اجرایی ) جهت صرف صبحانه اتراق نموده و نیم ساعت بعد حرکت به سمت قله آغاز شد
.در ساعت ۱۱ ظهر با رسیدن به ارتفاع ۱۷۰۰ متر اعضای کمیته اجرایی تصمیم گرفتند دنباله مسیر را به سمت قله با تعداد نفرات کمتری ادامه دهند . از این رو اعلام شد کسانی که مایلند میتوانند در این ارتفاع اتراق نمایند
.پس از حدود پانزده دقیقه دنباله مسیر به سمت قله توسط دو گروه دنبال شد . گروه اول که با تعداد نفرات حدودا ۷۰ نفر با سرعت بیشتری به قصد صعود پیش می رفتند و گروه دوم که با سرعتی کمتر به دنبال گروه اول روانه بودند
.نهایتا در ساعت ۱۳:۵۰ با رسیدن به ارتفاع ۲۶۰۳ متر خاتمه برنامه اعلام شد و جز ۵ نفر از همنوردان بقیه پس از تهیه عکس یادگاری در شرایطی که باد بسیار شدیدی در جهت مخالف می وزید حرکت را به سمت پایین آغاز کردند
.نهایتا در ساعت ۱۸:۳۰ اعضای گروه پس از عبور از داخل شهر ماسوله به محل مینی بوس ها رسیده و به صعود خود پایان دادند
در ساعت ۱۹:۴۵ مینی بوس ها به مجموعه سنگاچین رسیده و هریک از همنوردان به محل اتراق خود بازگشتند
.در ساعت ۶ صبح روز بعد(جمعه) اعضای تیم اعزامی از خراسان شمالی مسیر حرکت را به سمت بجنورد پیش گرفته و پس از چند ساعت استراحت در شهرستان ساری نهایتا در ساعت ۲۲ همان روز به بجنورد رسیدند
اطلاعات اضافی
:کل صعود : ۱۶۵۰ متر
متوسط سرعت: ۲ کیلومتر در ساعت
مسافت پیموده شده : ۱۸۴۰۰ متر

گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به ارتفاعات گلول و سرانی
مدت زمان اجرای برنامه : ۲ روز
تهیه و تنظیم گزارش : رضا کاکائی مقدم.
طبق هماهنگی قبلی همنوردان در ساعت 15 روز پنجشنبه مورخ 7/02/1391 در محل چهارراه پانزده خرداد بجنورد گرد هم آمده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای زیارت و محل احداث سد منطقه حفاظت شده گلول حرکت کردند .
بعد از حدود 3 ساعت همنوردان در محل کارگاه اقدام به برپایی کمپ نمودند . در ساعت 9 شب درحالیکه هوا رفته رفته رو به سردی می رفت بعد از صرف شام همنوردان به استراحت پرداخته تا جهت صعود فردا آماده باشند
ساعت 6 صبح روز جمعه با بیدارباش سرپرست برنامه( آقای مفیدی نسب) و معرفی آقایان کاکائی و میرقراچولو به عنوان جلودار و عقب دار برنامه همنوردان آماده حرکت شدند . در ساعت 6:30 با پیوستن دو راهنمای محلی به گروه حرکت از مسیر دره به سمت ارتفاعات آغاز شد. بعد از حدود 3 ساعت پیاده روی گروه جهت صرف صبحانه اتراق نموده و حدودا یک ساعت بعد حرکت به سمت ارتفاعات ادامه یافت .
در ساعت 13 به تشخیص سرپرست اعضا روند صعود را متوقف کرده و پس از تهیه عکس یادگاری دنباله مسیر را به سمت محل کمپ پیش گرفتند.
نهایتا در ساعت 16 با رسیدن گروه به محل کارگاه سد سازی خاتمه برنامه از سوی سرپرست اعلام شد و همنوردان سوار بر مینی بوس به سمت بجنورد به راه افتادند.
عنوان برنامه : پیمایش خط الراس پیغو به آبچور
مبدا : روستای پیغو
تنظیم کننده : رضا کاکائی مقدم
پیرو هماهنگی های صورت گرفته اعضای گروه در ساعت ۵:۳۰ صبح در محل چهارراه ۱۵خرداد شهرستان بجنورد گرد هم آمده و با مینی بوس به سمت روستای پیغو حرکت کردند . در ساعت ۶ صبح با معرفی آقای کاملیان به عنوان سرپرست و آقایان کاکائی و میرقراچولو به عنوان جلودار و عقب دار حرکت از روستای پیغو به سمت ارتفاعات امام زاده آغاز شد.
پس از حدود ۳ ساعت پیاده روی همنوردان در ساعت ۹ اتراق نموده و به صرف صبحانه پرداختند.
پس از ۵۰ دقیقه استراحت و صرف صبحانه مجددا حرکت به سمت خط الراس آغاز شد . از آنجاییکه زمان اجرای برنامه با آغازین روز هفته زمین پاک مصادف شده بود همنوردان در اقدامی نمادین از ابتدای برنامه و در طول مسیر زباله های رها شده در طبیعت را جمع آوری نمودند .
در ساعت ۱۱:۳۰ گروه به روستای آبچور رسید و بعد از استراحتی کوتاه مسیر رودخانه را به سمت سرچشمه روستا دنبال کرد. پس از حدود ۳۰ دقیقه گروه به مقصد نهایی خود ( سرچشمه آبچور) رسید و پس از تهیه عکس یادگاری ُ . به تشخیص سرپرست در همان مکان جهت صرف نهار اتراق نمود.
در ساعت ۱۲ و در آستانه صرف نهار بارش شدید باران موجب شد تا گروه ناچارا قبل از صرف نهار و زودتر از موعد پیش بینی شده شروع به حرکت نماید. از آنجایی که شدت باران به حدی بود که احتمال و قوع سیل آب در منطقه دور از ذهن نبود به تشخیص سرپرست گروه اندکی از مسیر اصلی دور شده و به سمت ارتفاعات هدایت شد. بارش شدید پیش بینی نشده در ساعات بعدازظهر حرکت را در مسیر خاکی روستای آبچور به سمت دوراهی درصوفیان بسیار مشکل کرده بود. به طوریکه پیمایش این مسیر حدود ۴ ساعت زمان برد . نهایتا در ساعت ۱۷ با رسیدن به اول جاده آسفالت خاتمه برنامه توسط سرپرست اعلام شد.
مبدا : چمن بید
تنظیم کننده : امان اله زیدانلو
پیرو هماهنگی های صورت گرفته اعضای گروه در ساعت ۵ صبح در محل چهارراه ۱۵خرداد شهرستان بجنورد گرد هم آمده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای چمن بید واقع در ۶۸ کیلومتری غرب بجنورد حرکت کردند . در ساعت ۷ صبح با معرفی آقای مفیدی به عنوان سرپرست و آقایان کاکائی و کاملیان به عنوان جلودار و عقب دار برنامه حرکت از ابتدای یک جاده فرعی در فاصله ۱۶۰۰ متری پلیس راه چمن بید در هوای آفتابی و در ارتفاع ۱۵۷۲ متر آغاز شد.
پس از حدود ۲.۵ ساعت پیاده روی همنوردان در ساعت ۹.۳۰ در ارتفاع ۲۲۲۵ متر اتراق نموده و به صرف صبحانه پرداختند.
پس از ۵۰ دقیقه استراحت و صرف صبحانه مجددا حرکت به سمت قله آغاز شد . در طول مسیر آبشار هایی که از آب شدن برف باقیمانده از زمستان ایجاد شده بود جلوه خاصی به منطقه بخشیده بود و شستن دست و صورت با آن آب بعد از چند ساعت پیاده روی در زیر آفتاب لذتی وصف ناپذیر داشت.
نهایتا گروه در ساعت ۱۲:۳۵ به منطقه "نقاب برفی" رسید. و به تشخیص سرپرست ۹ نفر از اعضای گروه دنباله مسیر را به سمت قله پیش گرفتند و باقی افراد در همان محل اتراق کرده و به صرف نهار پرداختند.
قله ۲۸۰۰ متری قرخود در ساعت ۱۴ توسط اعضای گروه فتح شد و همنوردان پس از اقامه نماز و تهیه عکس مسیر فرود را پیش گرفتند و پس از حدود یک و نیم ساعت پیاده روی در ساعت ۱۵:۴۵ به سایر اعضای گروه ملحق شده و به صرف نهار پرداختند .
یک ساعت بعد حرکت به سمت روستای باش کلاته آغاز شد و نهایتا در ساعت ۱۹:۱۰ با رسیدن گروه به روستای باش کلاته خاتمه برنامه توسط سرپرست اعلام شد.
اطلاعات اضافی:
مسافت طی شده : ۱۶ کیلومتر
متوسط سرعت جابجایی : ۲.۱ کیلومتر در ساعت
کل صعود : ۱۲۲۸ متر


گل های لاله
چند صباحی را بیشتر میهمان دشت هایمان نخواهند بود .
با محبت گام برداریم
شکستن قامت لاله صدا ندارد.
گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به قله تیغ بل
مبداء: روستای آزادگان
تنظیم کننده : امان اله زیدانلو
برابر هماهنگی انجام شده در ساعت 5:30 صبح روز جمعه 18/01/1391 اعضای گروه در چهارراه 15 خرداد شهرستان بجنورد حاضر شده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای آزادگان از توابع شهرستان مانه و سملقان حرکت نمودند . در ساعت 7 صبح پس از معرفی آقای کاملیان به عنوان سرپرست و عقب دار و آقای کاکائی به عنوان جلودار صعود از روستای آزادگان در هوای صاف و آفتابی در ارتفاع 947 متر آغاز شد و گروه پس از دو ساعت پیاده روی در ارتفاع 1309 متر به صرف صبحانه پرداختند . پس از حدود یک ساعت استراحت گروه حرکت را با هدف صعود به قله تیغ بل آغاز کرد . پس از حدود یک ساعت پیاده روی سرانجام تمام اعضای گروه موفق به صعود قله 1670 متری تیغ بل شدند
. پس از تهیه عکس یادگاری و استراحت حرکت به سمت پایین آغاز شد و نهایتا در ساعت 13:15 گروه با عبور از رودخانه جاری در دره هاور درکنار چشمه ای در ابتدای حلقه زو اتراق نموده و همنوردان به صرف نهار و استراحت پرداختند .
لازم به ذکر است به دلیل بارش های فراوان در زمستان گذشته آب این رودخانه نسبت سال های گذشته افزایش زیادی داشت و این افزایش حجم در کنار دمای پایین آب کار عبور را کمی مشکل کرد .
نهایتا در ساعت 15 گروه حرکت را به سممت روستای درکش آغاز نمود و پس از دو ساعت پیاده روی با رسیدن به روستای درکش خاتمه برنامه اعلام شد.
اطلاعات اضافی:
مسافت پیموده شده در کل مسیر 5 / 14 کیلومتر.
ارتفاع صعود شده 717 متر .
متوسط سرعت جابجایی 7 / 2 کیلومتر در ساعت.


هفدهم فروردین جشن سروشگان فرخنده باد.

هفدهمین روز از هر ماه در گاهشماری ایرانی « سروش » نام دارد و هفدهم فروردین نخستین روز سروش سال، هنگام جشن « سروشگان » يا جشن « هفدهروز » است.این روز در ستايش « سْـرَئوشَـه/ سروش »،ايزد پيامآور خداوند و نگاهبان بيداری بوده است.خروس و به ويژه خروس سپيد از گرامیترين جانوران در نزد ايرانيان بشمار میرفته و به سبب بانگ بامدادی،نماد سروش دانسته شده است.جشن سروشگان خجسته باد.

برای بررسی دیرینگی جشن سیزدهبدر، ما با یک خلأ درازمدت در منابع و اسناد مکتوب روبرو هستیم. اما دو شاهد بزرگ نشاندهنده دیرینگی بسیار زیاد این جشن است. یکی آیینهای بسیار گسترشیافته و متنوع و گوناگون سیزدهبدر است که بر پایه قواعد مردمشناسانه و فرهنگ عامه، هر چقدر دامنه گسترش باوری فراختر و شیوههای برگزاری آن متفاوتتر باشد، نشاندهنده دیرینگی بیشتر آن است. و دیگری، مراسم مشابهای است که بموجب کتیبههای باستانی سومری و بابلی (اکدی) از آن آگاهی داریم. بموجب این گزارشهای مکتوب، آیینهای سال نو در سومر با نام «زَگموگ» و در بابل با نام «اَکیتو»، دوازده روز به درازا میکشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت میآراستهاند. بدین ترتیب تصور میشود که سیزدهبدر دارای سابقهای دستکم چهارهزار ساله است.
دلیل برگزاری سیزدهبدر چیست؟
سیزدهبدر، سه دلیل شناختهشده دارد. یکی اینکه آخرین روز جشنهای نوروزی است و همانگونه که پیش از این گفته شد، سابقهای دستکم چهار هزار ساله دارد. دلیل دوم در اینست که در این روز عملاً نیمسال دوم زراعی آغاز میشده است. سومین دلیل چنین است که سیزدهم فروردین، نخستین «تیشتر روز» سال است. در این روز، مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد بارانآور و نویدبخش سال نیک، به کشتزارها و مزارع خود میرفته و در زمین تازهروییده و سرسبز و آکنده از انبوه گلها و گیاهان صحرایی، به شادی و ترانهسرایی و پایکوبی میپرداختهاند و از گردآوری سبزههای صحرایی و پختن آش و خوراکیهای ویژه غافل نمیشدند. به سخن دیگر، سیزدهبدر از نسخههای جشنهای تیرگان و آبریزگان است.
چه ارتباطی بین این جشن و عدد سیزده و نحسی آن وجود دارد؟
در باورهای ایرانی هر یک از روزهای ماه خورشیدی از آنِ یکی از ایزدان و مینویان است و تمامی روزهای سال خجسته و فرخنده هستند. نحس بودن عدد سیزده، ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد و متعلق به جوامع غربی و اروپایی است و پس از آشنایی و گسترش روابط ایرانیان با اروپاییان از عصر صفوی به بعد، به ایران راه یافته است. میدانیم که باور به نحس بودن عدد سیزده، علیرغم پیشرفتهای همهجانبه علمی و تکنولوژیکی هنوز هم عمیقاً در غرب متداول است و ایرانیان با اینکه سخنان فراوانی در باره نحس بودن عدد سیزده را شنیدهاند، اما میدانیم که چنین باوری در نزد عموم مردم رواج گسترده ندارد و اگر دائماً در رسانهها تبلیغ نشود، خواهیم دید که چنین اعتقادی کمتر از زبان مردم شنیده میشود. اما از سوی دیگر، عدد سیزده در نزد ایرانیان و جوامع کهن، بخاطر خاصیت بخشناپذیری آن، عددی «بد قلق» دانسته میشده است. در حالیکه عدد دوازده از قابلیت بخشپذیری بسیار بالایی برخوردار بوده و به پنج مقسوم کامل و چهار مقسوم با خارج قسمت غیر گنگ، قابل تقسیم است.
اما انتخاب سیزده برای این جشن ایرانیان، نه به دلیل نحس بودن آن، بلکه از آن روی است که روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماریهای ایرانی از آن ایزد «تیشتَـر»، ایزد آورنده باران و سال خوب، است. ایرانیان این روز را برای خجستگی بسیار آن انتخاب کردهاند و اینکه در برخی نواحی نیز که سیزدهبدر را در روز چارشنبه برگزار میکنند هم به همین سبب بوده است. چرا که روز چارشنبه در ایران باستان با نام «تیشتَر شید» شناخته میشده و در نتیجه پیوندی میان چارشنبه و روز سیزدهم وجود دارد.
مراسمی که در سیزدهبدر انجام میشده است، چیست و چه دلایلی داشته است؟
بخشی از آیین سیزدهبدر را، باورهایی تشکیل میدهد که به نوعی با «تقدیر و سرنوشت» در پیوند است. نمونه اینها عبارت است از فالگوش ایستادن، فالگیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزه و گشودن آن، بختگشایی (که به ویژه در سمرقند و بخارا رایج است) و نمونههای پرشمار دیگر. چنین اعتقادهایی تنها منحصر به سیزدهبدر نیست بلکه با «آغاز یک مرحله جدید» در پیوند است. و در اینجا آغاز سال نو، آن مرحله جدید است. چنین باورهای مرتبط با بخت و تقدیر، از اعتقادهای بسیار کهن و همچنان زنده و پایدار ایرانیان سرچشمه میگیرد.
علاوه بر این، آیینهای سیزدهبدر بمانند چارشنبهسوری و نوروز، بسیار پرشمار، زیبا و دوستداشتنی هستند. بازیهای گروهی، ترانهها و رقصهای دستهجمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراکپزیهای عمومی، بادبادکپرانی، سوارکاری، نمایشهای شاد، هماوردجوییهای جوانان و آبپاشی و آببازی بخشی از آن آیینهاست.
سخن آخر ........
همانگونه که شباهتی بین چارشنبهسوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوههای اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزدهبدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیینهای ایرانی، عمیقاً از شیوه اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه تاریخی در ایران نیست. اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزههای نوروزی خود را در این روز به صحرا میبرده و برای احترام به زمین و گیاه، آنرا در آغوش زمین میکاشتهاند، امروزه ما آنرا بسوی یکدیگر پرتاب میکنیم و تکهتکهاش میکنیم.
سیزدهبدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیستبوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است. بر این باورم که برای سپندارمذ ایران، برای ایزدبانوی زمین سرسبز، هیچ روزی غمانگیزتر از سیزدهبدر امروزی ما نیست.
با امید به آنکه طبیعت را بیش از این پاسداری کنیم، سیزده بدرتان مبارک باد.....
در مراسم «ساعت زمین» از مردم خواسته میشود از ساعت هشت و سی دقیقه تا نه و سی دقیقه شامگاه به «وقت محلی» با خاموش کردن چراغها و دستگاههای برقی در خانهها و محل کار، حمایت خود را از تلاش برای جلوگیری از گرم شدن ِ سیاره زمین نشان دهند.
پیشنهاد پاسداشتِ «ساعت زمین» نخستین بار توسط «روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد» در سال ۲۰۰۷، در استرالیا، مطرح شد. در آن روز بیش از ۲ میلیون تن از ساکنین سیدنی به دعوت «صندوق جهانی طبیعت» اقدام به خاموش کردن چراغهای خود کردند.
«ساعت زمین» هر سال در آخرین شنبه ماه مارس برگزار میشود.
درگیری محیطبانان پارک ملی گلستان با یک گروه شکارچی متخلف منجر به زخمی شدن یکی از محیطبانان این پارک ملی و بستری شدن وی در بیمارستان شد.
به گزارش روابط عمومی حفاظت محیط زیست استان گلستان، این درگیری حوالی ساعت ۲۱ شب گذشته (شنبه، ۵ فروردین ۹۱) در نزدیکی پاسگاه «سولگرد» پارک ملی گلستان روی داد.
شب گذشته یک گروه شش نفره از شکارچیان متخلف با به همراه داشتن سه اسلحه به صورت غیرمجاز وارد پارک ملی شده بودند. این گروه هنوز موفق به انجام شکار نشده بودند که به کمین محیطبانان پارک ملی برخورد کردند.
محیطبانان پارک ملی به محض مشاهده این شکارچیان فرمان ایست می دهند و خواستار متوقف شدن شکارچیان می شوند. اما یکی از این افراد با استفاده از اسلحه تک لول ساچمه زنی، از فاصله سه متری «ابوالفضل جلالی»، یکی از محیطبانان را هدف قرار می دهد.
در این واقعه، محیطبان جلالی از ناحیه شکم دچار آسیب می شود. او هم اکنون به بیمارستانی در شهر بجنورد منتقل شده است و در لحظه تنظیم این خبر، تحت عمل جراحی قرار دارد.
محیط بانان موفق به دستگیری چهار نفر از این گروه شدند اما دو نفر دیگر، از جمله ضارب، در حال حاضر متواری هستند. با این حال با اعترافات دستگیر شدگان، ضارب اصلی شناسایی شده است. گفته می شود که این فرد از شکارچیان سابقه دار منطقه است که تاکنون چندبار به دلیل شکار غیرمجاز دستگیر شده است.
هم اکنون جستجو برای یافتن ضارب متواری ادامه دارد.
عمل جراحی محیطبان «ابوالفضل جلالی راد» که شب گذشته در درگیری با شکارچیان متخلف در پارک ملی گلستان مجروح شده بود به پایان رسید و این محیطبان هم اکنون به هوش آمده است.
این گزارش می افزاید: اولین عمل جراحی محیط بان «ابوالفضل جلالی راد» که شب گذشته(شنبه، ۵ فروردین ۹۱) در درگیری با شکارچیان متخلف در پارک ملی گلستان مجروح شده بود با موفقیت به پایان رسید و حال عمومی این محیطبان هم اکنون رضایت بخش است .
دکتر اکبری پزشک معالج محیط بان مجروح گلستانی اعلام داشت : پس از معاینه محیط بان مجروح و عکسبرداری از شکم او، متوجه وجود ۵۸ ساچمه در شکم این محیطبان شده است که پس از عمل جراحی اول، هشت ساچمه از بدن این محیط بان خارج گردیده است.
این پزشک معالج می گوید که دو ساچمه در کبد و شش ساچمه به روده این محیطبان اصابت کرده است و مابقی ساچمه ها در قسمت ماهیچه ها ی زیر پوست ناحیه شکم و سینه قرار گرفته اند که خارج کردن تمامی ساچمه ها نیازمند انجام چند عمل جراحی دیگر است.
هم اکنون برابر نظر این پزشک معالج، حال عمومی محیط بان جلالی راد پس از عمل جراحی مساعد است .
ساعت بیست و یک شب پنجم فروردین ماه ۱۳۹۱، شناسایی شش شکارچی غیرمجاز در پارکملی گلستان توسط محیط بانان پارک منجر به تیراندازی از سوی این شکارچیان به این محیط بان زحمتکش شد .
همچنین شش شکارچی غیرمجاز از سوی محیط بانان مورد تعقیب قرار گرفتند که چهار نفر آنان تاکنون دستگیر و تحویل مقامات قضایی شده اند و تلاش برای دستگیری دو شکارچی دیگر نیز ادامه دارد.
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت ***** بادت اندر شهریاری بر قرار و بردوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش *****اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
سالی خوب سرشار از شادمانی و کامیابی برایتان آرزومندم.

گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به قله آلاداغ
مبداء : روستای ارکان
تنظیم کننده : رضا کاکائی مقدم
روز اول (27/11/1390) : برابر هماهنگی های انجام شده در ساعت 10:30 صبح روز ژنجشنبه 27/11/1390 چهار نفر از اعضای گروه در محل بیمارستان تامین اجتماعی شهرستان بجنورد گرد هم آمده و با یک دستگاه سواری کرایه به سمت روستای ارکان حرکت کردند .
در ساعت 11:00 پس از معرفی آقای جمشید کاکائی به عنوان سرپرست برنامه و جلودار و آقای کاملیان به عنوان عقب دار حرکت در جهت شرق به سمت خانه قدرت آغاز شد . به علت وزش باد شدید و حجم زیاد برف انباشته شده در مسیر حرکت به کندی صورت می گرفت به طوری که گروه ناچار شد در ساعت 17 جهت اتراق شبانه در یکی از خانه باغ هایی که در طول مسیر قرار داشت اتراق نماید. پس از حدود دو ساعت نظافت و تخلیه برف موجود در داخل خانه باغ و بستن منافذ دیوار و پنجره ها شرایط نسبتا مطلوبی برای استراحت شبانه گروه فراهم شد .
در ساعت 21 پس از صرف شام به تشخیص سرپرست همنوردان آماده خواب شدند تا برای صعود فردا آمادگی لازم را داشته باشند.
روز دوم (28/11/1390) : در ساعت 7 صبح همنوردان با بیدار باش سرپرست از خواب برخاسته و آماده صرف صبحانه شدند. دو ساعت بعد حرکت به سمت قله از ارتفاع 2040 متر آغاز شد. به دلیل حجم زیاد برف انباشته شده و همچنین حضور مه شدید در منطقه حرکت به کندی صورت می گرفت نهایتا در ساعت 13 در ارتفاع 2400 متر به تشخیص سرپرست صعود متوقف شده و گروه پس از تهیه عکس یادگاری مسیر فرود را در پیش گرفت . حدودا 2 ساعت بعد داخل یکی از خانه باغ هایی که در طول مسیر قرار داشت همنوردان به صرف نهار پرداخته و نهایتا در ساعت 19:15 گروه با رسیدن به روستای ارکان به این برنامه خاتمه داد

گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به قله دوچنگ
مبداء : کیلومتر 3 جاده آشخانه به بجنورد . روستای کریک
تنظیم کننده : امان اله زیدانلو
برابر هماهنگی های انجام شده در ساعت 5:15 صبح روز جمعه مورخ 12/12/1390 اعضای گروه در محل چهارراه پانزده خرداد شهرستان بجنورد گرد هم آمده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای کریک واقع در 3 کیلومتری شمال شرق آشخانه حرکت کردند .
در ساعت 06:30 پس از معرفی آقای مفیدی به عنوان سرپرست برنامه و آقای کاملیان به عنوان عقب دار حرکت از کنار جاده آسیایی در ارتفاع 750 متر در هوای صاف و آفتابی آغاز شد . در ساعت 8:30 صبح گروه در پایید دست شن اسکی منتهی به قله در ارتفاع 991 متر اتراق نموده و به صرف صبحانه پرداخت.
50 دقیقه بعد حرکت به سمت قله آغاز شد و نهایتا در ساعت 10:20 گروه موفق به صعود به قله1281 متری دوچنگ از مسیر یال شرقی شد . پس از اندکی استراحت و تهیه عکس یادگاری گروه راه بازگشت را از مسیر شن اسکی دنبال پیش گرفته و نهایتا در ساعت 12:42 در حوالی روستا جهت صرف نهار اتراق نمود
پس از صرف نهار طی جلسه ای برنامه فصل بهار گروه به شور گذاشته شد و پس از جمع بندی نظرات اعضا تقویم فصلی گروه تهیه و جهت تکثیر و ارائه به هیات استان به تصویب رسید. نهایتا در ساعت 15 حرکت به سمت روستای کریک آغاز و 30 دقیقه بعد در ابتدای جاده آسیایی ختم برنامه اعلام شد.
اطلاعات اضافی:
مسافت پیموده شده : 13 کیلومتر
سرعت متوسط جابجایی 2.9 km/h
کل صعود 531 متر

۱- بوته افروزي ؛
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بو...ته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"
سپس زنی از خانه، خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.
۲- از دیگر آیینهای سوری ، مراسم كوزه شكني است؛
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزههای سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بهزیر افکنده و آنها را میشکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین میساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم میگردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.
۳- آجیل مشگلگشای چهارشنبه سوری
در گذشته پس ار پایان آتشافروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم میآمدند و آخرین دانههای نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربانتر میگردد و کینه و رشک از وی دور میگردد. امروزه اصطلاح نمکگیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفتهاست.
۴- فالگوشی و گرهگشایی
یکی از رسمهای چهارشنبهسوری است که در آن دختران جوان نیت میکنند، پشت دیواری میایستند و به سخن رهگذران گوش فرامیدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
۵- قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود میکشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی که به کاسهها میخورد به در خانه آمده و به کاسههای آنان آجیل چهارشنبهسوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول میریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.
۶- شال انداختن
شالاندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کردهاست. پس از خاموشی آتش و کوزهشکستن و فالگوشی و گرهگشایی و قاشقزنی جوانان نوبت به شالاندازی میرسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر میساختند. آنگاه از راه پلکان خانهها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل میکنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست میگرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان میسازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شالهایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال میریزند و گرهای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه میسازند که هدیه سوری آمادهاست. آنگاه شالانداز شال را بالا میکشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواریها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.
گزارش برنامه
عنوان برنامه : صعود به قله یمان داغ
مبداء : حدفاصل جاده فرعی روستای درکش و روستای جوزک
تنظیم کننده : امان اله زیدانلو
برابر هماهنگی های انجام شده در ساعت 5:45 صبح روز جمعه مورخ 05/12/1390 اعضای گروه در محل چهارراه پانزده خرداد شهرستان بجنورد گرد هم آمده و با یک دستگاه مینی بوس به سمت روستای درکش واقع در 24 کیلومتری جنوب غرب آشخانه حرکت کردند .
در ساعت 07:00 پس از معرفی آقای مفیدی به عنوان سرپرست برنامه و آقایان کاکائی مقدم و کاملیان به عنوان جلودار و عقب دار حرکت از کنار جاده آسیایی در ارتفاع 1016 متر در هوای آفتابی آغاز شد . وزش باد در ابتدای مسیر کمی شرایط را نامساعد کرده بود که با ورود به منطقه جنگلی برطرف شد . در ساعت 9:34 صبح گروه در حوالی چشمه گلک ( کوره زغال ) در ارتفاع 1529 متراتراق نموده و به صرف صبحانه پرداخت.
50 دقیقه بعد حرکت به سمت قله آغاز شد و نهایتا در ساعت 12:01 در قسمت پایین دست گردنه ناویا به دلیل سست بودن برف های انباشته شده در یخچالی که در طول مسیر قرار داشت به تشخیص سرپرست گروه از ادامه مسیر صرف نظر کرده و پس از تهیه عکس راه بازگشت را پیش گرفت.
درساعت 12:59 ظهر گروه در محل اتراق صبحانه رسیده و در حالیکه وزش باد شدید و بوران ا اتراق در فضای باز را غیرممکن می ساخت ناچارا همنوردان در داخل پناهگاه و در فضایی کم به صرف نهار پرداختند.
در ساعت 14:30 حرکت به سمت جاده اصلی ٰ محل شروع برنامه آغاز شد و نهایتا در ساعت 15:34 با رسیدن گروه به حاشیه جاده ختم برنامه توسط سرپرست اعلام شد.
اطلاعات اضافی:
مسافت پیموده شده : 11.7 کیلومتر
سرعت متوسط جابجایی 2.4 km/h
کل صعود 855 متر


برای مشاهده تصاور در اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک راست کرده و گزینه" ْSave target As" را انتخاب نمایید. پس از ذخیره عکس بر روی هارد دیسک میتوانید تصاویر را با کیفیت بالاتر مشاهده نمایید.
انجمن كوهنوردان ايران، متن زير را به عنوان نوعي پيمان يا سوگندنامه براي كساني كه مدرك مربي كوهنوردي يا راهنماي تور يا آموزگار گردشگري ميگيرند، پيشنهاد داده است. در اين پيماننامه، چارچوبهاي اصلي كه يك مربي يا راهنما بايد خود را مقيد به آن بداند، و اصولي را كه بايد به شاگردان يا مشتريان خود در محيطهاي كوهستاني گوشزد كند، روشن شده است.
اگر دستگاههايي مانند سازمان ميراث فرهنگي، سازمان حفاظت محيط زيست، فدراسيون كوهنوردي، و ديگران هم در اين مورد نظر دهند، ميتوان اميدوار بود كه به تدريج يك پيماننامه جامع و رسمي شكل بگيرد كه اصول گردشگري هماهنگ با طبيعت را تبيين كند.
پیماننامه زیست محیطی آموزشگران کوهنوردی
ما که کوهنوردی را به عنوان ورزش، و یا برای بهره بردن از ارزشهای طبیعت، یا ارضای حس ماجراجویی، و جز اینها انتخاب کرده و قصد داریم آن را به دیگران هم آموزش دهیم، پیمان میبندیم که:
* محیط کوهستان را همان گونه که هست بپذیریم؛ چرا که کوه را به خاطر ویژگیهای ذاتیاش برای فعالیت خود برگزیدهایم و قصد نداریم آن را دگرگون سازیم.
* کمترین زبالهای از خود در کوه باقی نگذاریم؛ تمامی پسماندهای خود را از کوه پایین میآوریم و به جاهای در نظر گرفته شده برای زباله میبریم. در حد توان خود بخشی از زبالههای رها شده را نیز جمعآوری خواهیم کرد و از دیگران خواهیم خواست که چنین کنند. دفع ادرار و مدفوع را به دور از حریم رود و نهر و چشمه و راه و محلهای مسکونی، و با شیوههای اصولی انجام خواهیم داد.
* خود را در کوهستان، مهمان و نه صاحب خانه بدانیم؛ کوهها میلیونها سال پیش از ما وجود داشته و به گونههای متنوع گیاهی و جانوری پناه داده و برای صدها نسل انسانی پیش از ما سرچشمه آب و منشا برکتهای بیشمار بودهاند. به هیچ جانوری آسیب نخواهیم رساند و به آشیانه آنها نزدپیک نخواهیم شد، گیاهان را از میان نخواهیم برد، آرامش کوهستان را مختل نخواهیم کرد، و به مردم کوهنشین احترام خواهیم گذاشت.
* چهره کوهستان و عناصر آن را دست کاری نکنیم؛ در حد توان خود، از ساخت و ساز در کوهستان به ویژه در نقاط با ارزش خاص جلوگیری خواهیم کرد و یا در موارد ضروری و گریزناپذیر، از دست اندرکاران ساخت و ساز خواهیم خواست که اصول توسعه پایدار را رعایت کنند. در چادرگاهها، از کندن زمین خودداری خواهیم کرد. با عبور از راههای پاکوب، از لگدمال کردن پوشش طبیعی و فرسودن خاک نقاط دیگر خودداری خواهیم کرد. از هرگونه دست کاری در غارها و دیگر پدیدههای کوهستانی و آسیبرسانی به آثار تاریخی باقی مانده در کوهستان خودداری خواهیم کرد. بر روی مسیرهای قدیمی دیوارهای تغییر و تجهیز جدید - به نحوی که سبب تغییر اصالت آنها شود - ایجاد نخواهیم کرد. در ثابتگذاری روی مسیرها و سوراخکاری دیوارهها، نهایت صرفهجویی و وسواس را به کار خواهیم بست و در این مورد به یاد خواهیم داشت آن چه که امروز برای ما صعود نشدنی است، ممکن است برای دیگران یا برای نسلهای آینده عرصهای برای ماجراجویی باشد. روی دیوارهها، سنگها و دیوار پناهگاهها چیزی نخواهیم نوشت.
* در کوهستان، حامل فرهنگ زیست محیطی باشیم؛ ضمن احترام به دیگران، و به ویژه با ارزش قایل شدن به فرهنگ اهالی کوهستان، خواهیم کوشید نکتههای زیست محیطی را با رفتار خود و با تذکرهای دوستانه بپراکنیم. برای درست کردن غذا و نوشیدنی از سوزاندن بوتهها و درختان خودداری خواهیم کرد و به دیگران خواهیم گفت که چگونه میتوانند در مصرف منابع طبیعی صرفهجویی کنند، مراتع و جنگلها را حفظ کنند، و با متخلفان برخورد کنند. همکاری با گروههای مدافع محیط زیست و میراث فرهنگی و گوشزد کردن اهمیت این گونه کارها به دیگران، بخش دیگری از فعالیت ما خواهد بود.
* شیوه «سفر مسئولانه» را پیش بگیریم؛ تا حد امکان از وسایل حمل و نقل همگانی استفاده خواهیم کرد. «ظرفیت برد» هر منطقه، به ویژه منطقههای حفاظت شده، را در نظر خواهیم گرفت و از کشاندن گروههای بزرگ به منطقههای طبیعی که ممکن است باعث وارد شدن فشار بیش از حد به منابع طبیعی شود، خودداری خواهیم کرد. مقررات منطقههای حفاظت شده را دقیقاً اجرا خواهیم کرد و به سهم خود تلاش خواهیم کرد که یاریرسان محیطبانان، جنگلبانان، و قرقبانان باشیم. در حد امکان، خریدهای خود را از شهرها و روستاهای نزدیک به کوهستان انجام خواهیم داد و از اقامتگاهها و راهنمایان محلی استفاده خواهیم کرد تا جامعهی محلی از منافع گردشگری ما بهرهمند شود.
چرا صعود در زمستان؟
كوهنوردي جدي در غير زمستان هم بيخطر نيست، پس چرا در فصل پربرف كه هوايي سردتر و متغير و روزهاي بسيار كوتاه دارد!؟ پاسخ ساده است. اطلاعيه فدراسيون (يا ديگر سازمانها) كه به آن اشاره شده، براي عموم مردم است كه توقعشان از كوهنوردي اجراي يك برنامه با كمترين خطر ممكن، به منظور تفريح يا اجراي ورزشي سبك و «سالم» است. اما گروههاي كوچكي از كوهنوردي هستند كه مصداق اين سخن «كريس بانينگتون» ـ كوهنورد و كوهنويس بزرگ ـ هستند: "يك جاذبه بزرگ كوهنوردي، لذت خطر كردن است ...".
دست و پنجه نرم كردن با سختترين شرايط (هواي سردتر، برف سنگينتر، بادهاي سختتر، روزهاي كوتاهتر)، ديدن آن روي با شكوهتر و وحشيتر كوهستان و برخورداري از سكوت آسماني آن و به جا گذاشتن ركورد، از انگيزههاي كوهنورداني است كه در زمستان به كوه ميزنند.
اما صعود زمستاني براي كساني است كه در كوهنوردي تابستاني مهارت يافتهاند، آموزش كافي ديدهاند و به وسايل مناسب مجهزند.
اهميت و اولويت اين سه عاملي كه به آن اشاره كردم، به همين ترتيب است. يعني براي كار زمستاني، پيش از هر چيز بايد تجربه خوبي در كوهپيمايي عادي به دست آورد، آموزشهاي تئوريك (با مطالعه و شيوهي چهره به چهره) را دوره كرد و دست آخر تجهيزات لازم را تهيه و به آنها اعتماد كرد.به بيان ديگر، اين وسايل خوب نيست كه شما را قادر به اجراي يك برنامه ناموفق يا كمخطر زمستاني ميكند، بلكه تجربه و دانش شماست كه بخش عمدهكار را تضمين مينمايد. همين جا لازم به توضيح است كه تجربه و دانش، دفعكننده حتمي خطرهاي كوهنوردي زمستاني (و به طور كلي هر نوع كوهنوردي ديگر) نيست، بلكه سبب آن ميشود كه در ميدان سخت و بيترحم اين ورزش خوب بازي كنيد و مرتكب خطاهاي فاحش نشويد (شايد!). رفتن به كوه در زمستان، بدون تمرين و بيآنكه بر جزئيات فني كار مسلط باشيد، اقدام به خودكشي است - حتي اگر جديدترين و گرانبهاترين وسايل را با خود داشته باشيد.اما اگر بهترين پوشاك و چادر را نداشته باشيد ممكن است كه تجربه و دانشتان شما را زنده نگه دارد؛ چه با فرمان به موقعي كه براي برگشت ميدهد، و چه با اجراي ريزهكاريهاي فني يا ابتكار زدنهاي مكارانه.
دنباله این نوشتار را در بخش ادامه مطلب خواهید دید
منبع: http://orazmg.blogfa.com
ادامه مطلب...





